خرید بک لینک
بهار، فصل شکوفایی و تجلی زیباییهاست. درختانی که هر سال شکوفه میدهند، در نهان نیز حلقهای به حلقههای تنه خود اضافه میکنند. هر سال که میگذرد تنومندتر، شکوفاتر، پُر بارتر و سایهشان گسترده تر میشود. امیدوارم در بهار هر سال، زیباتر و شکوفاتر از قبل بدرخشید. دستانتان پُر بارتر، سایهتان بسیط و مستدام، تنتان تنومند و سلامت، و دلتان همچون شکوفهها لطیف و معطر. عیدتان مبارک و ایام سال نو بر شما عزیزان خوش باد.

برچسب: fihv,fihv shdj,بهاره كيان افشار,بهارات,fihv sfc, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 20:56

اینهم از پس لرزههای زلزله قبلی... هنوز بدرستی از شوک اولیه خارج نشده بودیم که شوک دوم وارد شد. بعد از چند روز بازسازی و نقاشی کلبه حقیرمان، دومرتبه پس لرزهای آمد و ترکها بر در و دیوار وبلاگ نقش بستند. در اولین نگاه دیدم که ترتیب آپ کردن وبلاگها بهم ریخته و نظرات پست قبلی هم حذف شدند. بروم ببینم دیگر چه به سرمان آمده. اِهـــه.... پست قبلیم کو؟ هم الآن بودش به خدا. قبل از این پست آمدم و دیدمش و رفتم که این پست را بنویسم. آپ که کردم دیدم که پریده. یعنی به عبارتی ور پریده. عکسهای پستهای قبلی را هم که دوباره بارگذاری کرده بودم مجدد ناپدید شدهاند. عجب اوضاعی شد

برچسب: پس لرزه,پس لرزه های غزل,پس لرزه های زلزله,پس لرزه چیست,پس لرزه در اهواز,پس لرزه های ایلام,پس لرزه های اهواز,پس لرزه اهواز,پس لرزه های زلزله بم,پس لرزه های زلزله ایلام, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 20:56

سه چهار سال قبل، همراه کل اهل بیت، سفری سه چهار روزه و اجباری به یکی از شهرهای جنوبی داشتیم. آنهم درست وسط چله تابستان که از هوا و زمین آتش میبارید. شرجی به حد اعلای خود بود و هیچ ماشین وطنی هم قادر به استفاده از کولر نبود، که اگر کولر میگرفت قطعا در ظرف چند دقیقه جوش میآورد. سفرمان تفریحی نبود. فلذا باز هم جبرآ مجبور بودیم جهت انجام امور مختلف در طول روز و در مرکز شهر، مسیرهایی را که ماشین خور نبود پیاده و سریع طی طریق کنیم. اما تا آنجا که میشد عهد و عیال و فرزندان را معاف کرده و خودم بلانسبت شما سگدوی میکردم. همان روز اول، پسرم که کمی هم چاق است، در حالیک

برچسب: شکوه و شکایت,شعر شکوه و شکایت,اون شکوه و شکایت,اس شکوه و شکایت,اس ام اس شکوه و شکایت, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 20:56

چند روز قبل رفتم تا روغن ماشینو عوض کنم. یه تعویض روغنی تو خیابونمون هست که چند ساله مشتریش هستم. دم غروبی هوا تاریک بود و مغازه دو دهنه هم خلوت. وقتی وارد شدم هیچکدوم از سه نفر سرویسکار جوون داخل مغازه متوجه ورودم نشدن. آخه همشون داخل اتاقک شیشهای گرم و نرمشون نشسته و با موبایلشون ور میرفتن. یه بوق کوچیک زدم تا بفهمن که مشتری اومده. یکیشون که تازه چند ماهیه به اون مغازه اومده، بلند شد و سلانه سلانه اومد طرفم. یه طرف کلهاش رو با ماشین نمره 20 زده و طرف دیگه زلفاش آویزون بود. فکر کنم بهش میگن مدل ریحانا!!! همون مدلی که سالها قبل بهش میگفتیم رپ غمگین... سبیل

برچسب: رپ غمگین,رپ غمگین جدید,رپ غمگین عاشقانه,رپ غمگین دانلود,رپ غمگین ایرانی,رپ غمگین و احساسی,رپ غمگین دیس لاو,رپ غمگین خارجی,رپ غمگین فارسی,رپ غمگینی, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 20:56

دیوانه را گفتند که اگر چراغ قوهای را رو به بالا روشن کنیم، میتوانی از نور آن بالا بروی؟ خندید و گفت: فکر کردید خیلی دیوانهام؟ میخواهید وسط راه چراغ را خاموش کنید تا بر زمین بیفتم. . . تا بحال چند بار از ستون نور کسانی بالا رفتهام که وسط راه چراغ را خاموش کردهاند. نه به خباثت، که به خودخواهی. شاید هم مصلحت اندیشی یکسویه...

برچسب: دیوانه منم منکه روم خانه به خانه,اهنگ دیوانه منم من که روم خانه به خانه,دانلود آهنگ دیوانه منم منکه روم خانه به خانه,شعر دیوانه منم من که روم خانه به خانه, نویسنده: مبین مرادیان تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 20:55

صفحه بندی